خرید بک لینک

پاییز آمد

در میان درختان

سرو سربلند

لانه کرده کبوتر

از تراوش باران می گریزد

خورشید از غم

با تمام غرورش

پشت ابر سیاهی

عاشقانه به گریه می نشیند!...

شعر: سعید سلطانپور

***********

در واپسین روزهای پاییزی در شورای کتاب کودک، مراسم یادبود برای خانم ثمینه باغچه‌بان برگزار شد و شرکت کردم. دو سال قبل، در مراسم عصرانه که در منزل استاد نوش آفرین انصاری برگزار شده بود ایشان را برای اولین بار دیدم. البته در شبکه های اجتماعی در برخی از صفحات اینستاگرام از فعالیت هایشان خوانده بودم. در مراسم دو سال قبل در منزل استاد با شخصیت علمی، فرهنگی اجتماعی شان از نزدیک آشنا شدم و با صحبتهای خوب و دلنشین شان آدم را مجذوب‌ می کردند. در یک لحظه همان جا با خودم فکر کردم چرا و چقدر حیف که در رسانه های اجتماعی، شخصیت علمی و فرهنگی شان چندان شناخته نشده است. در مراسم پاییزی شورا دختر خانم باغچه بان (مریم پیرنظر) از خاطرات و فعالیت های ارزشمند مادرشان صحبت و یاد کردند و اشاره به این که: "مادرم فقط کتابهایی برای ناشنوایان ننوشته است. کتاب اول فارسی دبستان و حتا کلاس های بالاتر هم نوشته اند." ایشان به آثار خوب خانم باغچه‌بان، به کتاب‌های درخت نارنج (در مراسم شورا تکه ای از آن خوانده شد)، دویدم و دویدم اشاره کردند که همه ی ما با آن آشنا هستیم و یک حس نوسنالژی به آن کتاب داریم.

سپس یکی از شاگردان خانم باغچه بان(آقای رضا محمودی) که در مدرسه باغچه بان در محله یوسف آباد تهران آموزش دیده بود صحبت کردند و چقدر از مهر و محبتی که به همه کودکان ناشنوا در مدرسه داشته است اشاره کردند. خانمی از خاطرات روزهای زندگی شان که در آسایشگاه سالمندان مادرشوهرشان هم اتاق بودند تعریف کردند. اشاره به این که در آسایشگاه هم دست از فعالیت برنداشتند و نقاشی می کردند و با تکه های پارچه کار دستی انجام می دادند. در آخر کتابی از خانم باغچه‌بان با عنوان: «در صدف خویش: خاطرات ثمینه باغچه بان» برای فروش گذاشته شده بود. به رسم یادبود شورا نهال سروی در منطقه ای در اطراف فرودگاه مهرآباد اهدا و کاشته شده است. در انتهای برنامه فیلم کوتاهی از صحبتهایشان به نمایش گذاشته شد. یکی از حاضران خاطره ای از خرید کتاب آموزش زبان ترکی که بر حسب تصادف دهه ی 90 از نمایشگاه بین المللی کتاب برای همسرش خریداری کرده بوده صحبت کرد. کتاب با عنوان «بیایید ترکی حرف بزنیم!» از قرار معلوم کتاب یک بار منتشر شده و دیگر چاپ نشده و نایاب است.

مراسم یادبود خوبی بود و دیداری خوبی با دوستان شورایی و فرهنگنامه شد.

برچسب: نویسنده: پویان فراهانی تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1405 ساعت: 4:30

صفحه بندی