خرید بک لینک

گفتگوی کتابفروش و مشتری


حرفهای عجیب و غریبی که مشتری ها در کتاب فروشی ها می زنند! نوشتۀ جن کمبل، ترجمه سعید خانجانی نژاد. رشت: فرهنگ ایلیا، ۱۴۰۲. ۱۲۴ص.
مشتری ها، از هر قشری که باشند، به دنیای کتاب و کتاب فروشی جان می بخشند و اثرگذار هستند. این کتاب خواننده را به جنبه های عجیب و غریب و شگفت آور دنیای کتابفروشی آشنا می کند که سرشار از تقاضا و درخواست های عجیب مشتریان مختلف، پرسش های غیرمعمول و اظهار نظر هایی است که گاهی اوقات غیر منطقی و خارج از ادب و نزاکت هستند.
نویسندۀ جوان کتاب خانم جن کمبل، در شمال شرق انگلستان به دنیا آمد و اکنون در لندن ساکن است. او شاعر و نویسندۀ دوازده کتاب در زمینه های داستانی و غیر داستانی و شعر است. از آثار او: «سرآغاز جهان در نیمه شب»، «آکواریوم دختر»،«کتاب کتاب فروشی» و «حرف های عجیب و غریبی که در مشتری ها در کتاب فروشی ها می زنند» از جمله کتابهایی هستند که برای بزرگسالان نوشته و منتشر شده است. کتابهای کمبل تاکنون به بیست زبان مختلف ترجمه شده آمد.
او از تجربۀ شخصی اش به عنوان کتاب فروش و همچنین با نقل قول هایی که سایر کتابفروشان برای او بازگو کرده اند می نویسد.
جن کمبل در صنعت نشر بیش از پانزده
سال است که فعالیت دارد. در فضای مجازی کانالی در یوتیوب دارد و دربارۀ کتاب ها و قصه‌ها حرف می زند و کارگاه های آموزشی آنلاین در زمینۀ ویراستاری برگزار می کند.
این کتاب اولین دفتر از دوگانۀ عجایب کتاب فروشی هاست که به شرح ماجراهای عجیب و غریب کتابفروشی ادینبرو(قبلاً کتابفروشی کودکان بود. ادینبورگ، دومین شهر بزرگ و پایتخت اسکاتلند است.)، کتابفروشی ریپینگ یارنز (در شمال لندن و کتابهای عتیقه و نایاب می فروشد.) و چند کتابفروشی دیگر اختصاص دارد و روایت می کند.
کتاب ماجراهای عجیب و غریب این دو کتابفروشی و چند کتابفروشی دیگر در کتاب است که نام آنها در بالا اشاره شده است.
در کتاب دیالوگ بین کتاب‌فروش و مشتری ها همراه با لحن طنز است. مشتری ها درخواست های جور واجور و عجیبی از کتاب‌فروش می خواهند. در زیر نمونه های از این درخواست ها و با سوالات عجیبی که می پرسند آمده است. موضوع اصلی کتاب دربارۀ کتابفروشی هاست. نویسنده در کتاب
دیالوگ های بین مشتری ها و کتابفروش، از زبان معیار استفاده نکرده و زبان شکسته بکار برده است. لحن نوشته ها همراه با شوخی و طنز است. کتاب از زبان اول و سوم شخص روایت شده است. شخصیت های کتاب دو نفر(مشتری و کتاب فروش) هستند.
کتاب واژه نامه، نمایه و منابع ندارد اما اسامی خاص نام کتابها، نویسنگان و مکانها به صورت پانویس در متن کتاب آورده شده است.
با خواندن کتاب و گفتگو بین مشتری و کتاب فروش (دیالوگ)، به یاد واحد درسی «خدمات مرجع» رشتۀ علم اطلاعات و دانش شناسی(کتابداری و اطلاع رسانی سابق) که در دانشگاه ها تدریس می شود انداخت. در انواع کتابخانه ها(دانشگاهی، تخصصی، عمومی و آموزشگاهی) بین کتابدار مرجع و مراجعه کننده، کتابدار مرجع با طرح پرسش هایی از مراجعه کننده و جستجو در منابع می خواهد دریابد و کمک کند که مراجعه کننده به چه نوع اطلاعاتی و در چه زمینۀ موضوعی نیاز دارند تا بتوانند به اطلاعات و منابع مناسبی به سهولت دسترسی پیدا کنند. این فرایند در حرفۀ کتابداری و در کتابخانه ها، «مصاحبه مرجع» نام دارد. در دانشگاه برایم گذراندن این واحد درسی «خدمات مرجع» جذاب و لذت بخش و کاربردی بود.
این کتاب و چند کتاب دیگر را در زمانی که همه جای ایران بوی عطر ناخوشایند جنگ می داد و اوضاع و احوال بحرانی در کشور وجود داشت. به سفر ناخواستۀ اجباری رفتم و چند تا کتاب را همراهم بردم و بخوانم تا کمی از استرس و نگرانی و آشفتگی ذهنی به دور باشم و با خواندن بتوانم به آرامش درونی برسم.


«برشی از کتاب»
مشتری:دهۀ شصت کتابی خوانده بودم که الان نه نام نویسنده اش یادم هست نه عنوانش ، اما جلدش سبز بود و کلی هم با خواندنش خندیدم. می دونید کدام کتاب را میگم؟
مشتری: کتابی دارید که فهرست شغل داخلش باشه؟ برای دخترم می خوام.
کتاب فروش: قاره برای دانشگاه ثبت نام کنه؟
مشتری: آه نه، هنوز نه. همین جاست. عزیزدلم؟(دخترکی چهار ساله جلو می آید!)
مشتری: کتاب درسی راجع به پزشکی دارید؟
کتابفروش: متأسفانه خیر. کتابهای پزشکی خیلی زود قدیمی می شن، برای همین انبارشون نمی کنیم. ولی می توانم براتون سفارش بدم.
مشتری: قدیمی هم‌ بشه مشکلی نیست.
کتاب فروش: دانشگاه نسخۀ خاصی رو پیشنهاد نکرده؟
مشتری: من دانشجوی پزشکی نیستم، فقط می خواهم بخیه زدن رو یاد بگیرم.
کتاب فروش: ... صحیح.
پیشنهاد می کنم که این کتاب بسیار جالب و خواندنی را بخوانید.

برچسب: نویسنده: پویان فراهانی تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1405 ساعت: 4:30

صفحه بندی