خرید بک لینک

در تابستان امسال بعد از جنگ 12 روزه ، که سرانجام تمام شد به کارهای گروه رسیدم. جلسات گروه مرجع بعد از یک وقفه ای دوباره از نو شروع شد و دوباره جلسات شروع شد. از سال قبل مسئولیت هماهنگی گروه به عهده ام گذاشته شد. اولش کمی تا بخواهم با کارها و امورات کلی و جزئی آشنا شوم کمی طول کشید. اما خوشبختانه توانستم به عنوان هماهنگ کننده گروه و انجام کارهای گروه را به خوبی انجام دهم. در گروه تعداد کمی هستیم. بعضی پُرکار و خودجوش، بعضی ها بی‌تفاوت و منفعل، و تعدادی هم مایل به کار داوطلبانه نیستند و فکر می کنم که برای سرگرمی آمدند. کار داوطلبانه هم برای خودش تعریفی و وظایفی دارد. امیدوارم که برای همگان درک و جا بیفتد. آدم ها فکر می کنند همیشه باید به جنبه ی مادی زندگی نگاه کنند. درست است که مادیات در این دوره ی بحرانی زندگی خیلی مهم و اساسی شده است. اما باید گاهی در زندگی برای دل خودت و علایق ات وقت بگذاری و فعالیتی انجام بدهی... و لذت ببری.

از سال قبل تا امسال جلسات گروه را به خوبی برگزار شد. کتابها و برگه های بررسی و نهایی با کمی تاخیر که بعضی از دوستان گرفتار بودند و شاید کم لطفی کردند. اما سرانجام پاور و گزارش نهایی را به موقع انجام دادم تا منتظر ارائه ی آن در هفته آینده باشیم. دلم برای روزهایی که مقاله می نوشتم و در همایش های داخلی و بین المللی ارائه می دادم تنگ شده است. البته در هر زمان آدم کار و فعالیت تازه ای را تجربه می کند که خوب است. در یک ماه اخیر در یک کارگاه چهار جلسه ای نوشتن برای جستارنویسی شرکت کردم اما چندان جالب نبود و جذبم نکرد. با این مدرسش فرد شایسته ای بود اما عنوان کارگاه با مباحث آن به نظرم همخوانی نداشت. همیشه در هر کارگاهی که شرکت می کردم اطلاعات خوبی را کسب می کردم. اما این بار متاسفانه برایم جذاب نبود. با این که کتابهای جستار زیاد خواندم و فرق جستار با مقاله ی پژوهشی و آکادمیک را می دانم. اما فکر می کنم مدرس نتوانست به اندازه ی کافی مخاطب را به خودش جذب کند. تا حالا سابقه نداشته که بی انگیزه در کلاس، جلسه و کارگاهی بنشینم و شرکت کنم. واقعا کلام و سخنان معلم و مدرس باید گیرا باشد تا شنونده و بیننده را مجذوب کند.

تابستانی که گذشت...

خیلی وقت است که به مراسم شب های بخارا نرفتم. محل برگزاری تا منزل کمی دور است و شاید تنبلی می کنم. بسیار از جاهایی که برایم خوب و لذت بخش بود دیگر نمی روم. در زندگی بعضی از جاها هست که آدم را خوشحال و برخی جاها هم باعث ناراحتی می شود. ولی زندگی در جریان است و هر لحظه چون برق و باد می گذرد.

برچسب: نویسنده: پویان فراهانی تاريخ: پنجشنبه 15 مرداد 1405 ساعت: 4:30

صفحه بندی