چند روزی است که به این فکر میکنم که برای پست این ماه چه موضوعی را انتخاب کنم که در موردش بتوان مطلبی بنویسم. بالاخره بعد از مدت زمان کوتاهی بر آن شدم که اتفاقات یا هر رویداد خوب و مورد پسند که پیش آمده یا به نوعی درگیرش بودم ، همچون گدازه های آتشفشان از فکر و ذهنم به بیرون فوران کند و با سرعت تمام پرتاب شوند تا به دست کاغذ و قلم بسپارم و بنویسم.
در اولین روز آذر ماه، با بارش اولین برف پاییزی،تهران سفید پوش شد. این بارش پاییزی باعث شد که از آلودگی هوا کاسته شود و کمی نفسی تازه کنیم. در هر صورت خوب و خوشحال کننده بود.
اولین اتفاق سفر خوب و کوتاه مدت به آنکارا بود. به هدفی که دنبالش بودیم موفق نشدیم اما با وجود این که کوتاه بود سفر خاطره انگیزی بود. نکته بارز فرهنگی که از این سفر متوجه شدم این بود که در آنکارا خیلی کم مردم و فروشنده هایش زبان انگلیسی می دانند اکثر آنها به ترکی استانبولی صحبت می کنند. البته زبان ترکی آذری ما را متوجه می شوند. با این حال می توان گفت که هر کسی به ترکیه برود باید ترکی بلد باشد. در ارمنستان هم همین داستان بود که مردم و حتی راننده تاکسی نمی توانستند انگلیسی صحبت کنند. اکثریت مردم به زبان روسی صحبت می کردند. زبان تنها راه ارتباط بین ملتهای مختلف در جهان است اگر کسی نتواند انگلیسی که زبان بین المللی است و یا هر زبان دیگری صحبت کند ارتباطاتش دشوار می شود. اهمیت دانستن لااقل یک زبان در این طور موارد بیشتر احساس و مشخص میشود.
دومین اتفاق، شرکت در کارگاه تصحیح نسخه های خطی که همیشه مایل بودم که اگر موقعیتی فراهم گردد شرکت بکنم. با این که طول کارگاه پنج جلسه بود اما به نظرم خوب و مفید بود. متون نسخه های خطی، خودش دریای بیکرانی است که مصحح یا نسخه شناس که با این متون کار میکند حتما باید با انواع خط و نوع کاغذ آشنایی داشته باشد و مصحح جهان خودش را به جهان نویسنده باید نزدیک کند که بتواند تسلط و اشراف لازم را به متون داشته باشد. موردی که در این کارگاه برایم جالب به نظر آمد نگارش مقدمه در نسخه های خطی آخرین مرحله و دشوارترین کار است با نوشتن مقدمه برای کتابهای معمولی که ما کتابدارها انجام می دهیم کمی تفاوت دارد. خلاصه کارگاه خوبی بود با تدریس استاد ارجمند آقای اوجبی. ای کاش ادامه داشت اما حیف که زود تمام شد.
سومین اتفاق، نقد کتاب"کتاب، کتابداری و کتاب پژوهی در نوشته های نوش آفرین انصاری" که نقد کرده بودم و در فصلنامه کودک و نوجوان در سال 1395 چاپ شده بود به مرحله نهایی جشنواره نقدکتاب خانه کتاب راه پیدا کرده بود با این که برگزیده نشد اما باز هم خوب شد که تا این مرحله پیش رفت و آن را به فال نیک گرفتم .
روز 15 آذرماه، مصادف بود با سال روز تولد مادر عزیزم که دیگر در جمع خانواده مان نیست. فکر و خاطره اش در آن روز بسیار اندوهگینم کرد. اما چاره ای جز صبر و شکیبایی نیست.
در آخرین روز ماه یعنی 30 آذر، که طولانی ترین شب پاییزی ثانیه به ثانیه رو به خاموشی می رفت و جایش را به اولین روز فصل زمستان و ماه دی می داد. جالب است که به گفته ی یکی از مسئولان ستاد استهلال تهران امسال دو تا شب یلدا (چله) داشتیم : "به دلیل این که امسال انقلاب زمستانی در تاریخ اول دی ماه و در ساعت 14و 14 دقیقه اتفاق می افتد بنابراین امسال از نظر نجومی دو تا شب چله داریم."
این هم آخرین اتفاق جالب این ماه، یعنی شب چله بود.
به امید اتفاقات خوب و به یاد ماندنی دیگر در دی ماه...
برچسب:
نویسنده: پویان فراهانی