خرید بک لینک

بهار پُر هیاهو،

همان که دیگر بار به زندگی ام آمد

با خنده های بسیارش،

و ساعت هایش که مالامال

از رُزهای بی خیالند!

شعله ی غروب آسمان

با بوسه های سرخِ برگ های

نوزاده ی آشوکا (نام درخت)

حالا دزدانه به خلوتم می آید

از میان کوچه های تنها،

همراه با سایه های سر برآورده ی

سنگین با سکوت!

جایی که سبزیِ زمین،

هلاک از هوش می رود

در رنگ پریدگیِ بی چون و چرای آسمان!

************

روشنی، ای فروغ من،

که جهان را سرشار می داری!

ای بوسه ی دیدگان،

ای شیرینی بخش دل،

ای نور!

بر اقیانوس نور،

دلدار من پروانه وار بال می زند

تارک امواح نور،

از سوسن و یاسمن درخشان است.

نور، ای دوست ،

بر سینه ی ابرها غبار طلا می پاشد

و گوهر بسیار می افشاند.

برگرفته از کتاب: "گیتانجالی" «رابیندرانات تاگور»

برچسب: نویسنده: پویان فراهانی تاريخ: پنجشنبه 12 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:36

صفحه بندی