
در اینجا در مورد صدای خودم از چند منظر بازگو می کنم.(صدای اول) اولین دفعه ای که به صدایم توجه و دقت کردم، زمانی بود که برای انجام یک مقاله ی پژوهشی در دانشگاه، به صورت شفاهی باید ارائه می دادم و در مورد مبحث آن صحبت می کردم. (هر چند در دوران دبیرستان، راهنمایی و دبستان زیاد به صدایم توجه ای نمی کردم.) خوشبختانه به خوبی مقاله را ارائه دادم و نمره ی خوبی گرفتم. دانشگاه باعث شد که توجه و دقت روی بسیاری از موارد داشته باشم. افقهای فکری خوبی پیدا کردم. در زمان ارائه سعی کردم که با صدای بلند و رسا و...
ادامه مطلب
در روزهایی که اخیرا با اوضاع و احوال جنگ با آن مواجه بودیم. دست و دلم به هیچ کاری نمی آمد. احساس بدی داشتم. نه برای خودم، برای خانواده ام بویژه فرزندانم، خواهرها و برادرم که در یک سفر خارج از ایران به سر میبرد و با بسته شدن راه هوایی و فرودگاه نمی توانست برگردد. فکر او و هزار فکر دیگر از وضعیت بحرانی که پیش آمده بود نگرانم کرده بود. با تمام اینها، توشه ی سفر بستیم و خارج از تهران رفتیم بدون هیچ جای خاص و مشخصی، گاهی باید بخاطر بچه ها، همه چیز را رها کنی،...
ادامه مطلب
ما هیچ، ما نگاه سه گانه خاورمیانه شب استو من بایداین قصه رااز جایی شروع کنم:در قفسه ی کتابخانه ام، از شاعران کلاسیک و معاصر کتابهای مختلفی دارم. اما یکی از شاعر جوان و معاصر که به دنبال کتابی از وی بودم جایش در قفسه کتابخانه ام خالی بود.نام شاعر گروس عبدالملکیان و کتاب شعرش «سه گانه خاورمیانه» است.نام کتاب را قبلا شنیده بودم و در فضای مجازی نمونه ای از شعرهای آن را دیده و خوانده بودم. تا این که چند روز قبل،این کتاب را در نشر چشمه دیدم، آن را تهیه و خریداری کردم. به کتاب تورقی اندا...
ادامه مطلب
در اینجا در مورد صدای خودم از چند منظر بازگو می کنم.(صدای اول) اولین دفعه ای که به صدایم توجه و دقت کردم، زمانی بود که برای انجام یک مقاله ی پژوهشی در دانشگاه، به صورت شفاهی باید ارائه می دادم و در مورد موضوع آن صحبت می کردم. (هر چند در دوران دبیرستان، راهنمایی و دبستان زیاد به صدایم توجه ای نمی کردم.) خوشبختانه به خوبی مقاله را ارائه دادم و نمره ی خوبی گرفتم. دانشگاه باعث شد که توجه و دقت روی بسیاری از موارد داشته باشم. افقهای فکری خوبی پیدا کردم. در زمان ارائه سعی کردم که با صدای بلند و رسا ...
ادامه مطلب
زمین، مالامال از گلابی های زرد و رزهای وحشیرو به سوی دریاچه سرازیر گشته است. شما ای قوهای وحشیِ زیبا!سرمست از بوسه ها،سرهای خویش را در آبی مقدّسکه مستی از تن می زداید فرو می بریدآن هنگام که زمستان از راه می رسددر کدامین گوشه گل های وحشیپرتوهای آفتاب، و سایه های زمین را،دیگر باره باز خواهم یافت؟بی صدا و سرد،دیوارها در برابرم ایستاده اند،و آوای بادنماها در باد می پیچد." فریدریش هولدرلین" بخوانید...
ادامه مطلب
در اینجا به معرفی و مرور کتابهای جدید که در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ منتشر شده اند می پردازم."من ات به دنبال" نویسنده بهمن فُرسی است و نشر بیدگل آن را منتشر کرده است. کتاب مجموعه ای از یادداشت های پراکنده و تعدادی ترجمه و خاطرات وی است. فُرسی در کتاب از تئاتر و ادبیات و سینما می گوید. یادداشت ها و ترجمه هایی از آرتور کوستلر، ساموئل بکت و بسیاری دیگر می آورد. او از دوران همکاری اش با انتشارات فرانکلین می نویسد. در خاطراتش با طنزی توامان تند و شیرین از هنرمندان سینماگر همچون: عزت الله انتظامی، علی نصریان، غلامحسین ساعدی، ابراهیم گلستان، جلال آل احمد، ایرج گرگین، ژاله اصفهانی، اسماعیل فصیح و شخصیت های دیگری یاد می کند. در کتاب پنجاه یادداشت و خاطره و ترجمه از نویسندگان و هنرمندان معروف به صورت آثار و...
ادامه مطلب
در دفتر شعرم هزاران کلمه به رقص در می آیند یکی در جامه ی زردیکی در جامه ی سرخو گوشه های دفترم را به آتش می کشند...پنجره های خورشید را گشودمو در آن جا لنگر خویش را رها کردم...اقیانوس ها را پیمودمموج ها را کاویدمدل صدف ها را شکافتمبه دنبال حرفی ام چون ماه سبزتا به چشمانت هدیه دهم...در این دفترهزاران کلمه خواهی یافتسفید و سرخ و لاجوردی و سبزتو اما ، ای ماه سبز مناز تمامی کلمات دل نوازتری، از تمامی لغات فراتری... "نزار قبانی" بخوانید...
ادامه مطلب
کتاب پیادهروی؛ و سکوت، در زمان هیاهو، جلد ششم از مجموعه خرد و زندگی نشر گمان است. این مجموعه آثاری را ارائه میدهد که هدف آن آوردن فلسفه و اندیشه و تامل به درون زندگی روزمره انسان های امروزی است.نویسندهی کتاب:ارلینگ کاگه (متولد 15ژانویه 1963) کاوشگر ، ناشر، نویسنده، وکیل ، مجموعه دار هنر، کارآفرین و سیاستمدار نروژی است. او در سال 1990 و به همراه بورگ اوسلند اولین کسانی بودند که بدون پشتیبانی از قطب شمال عبور کردند. آن ها حدود 800 کیلومتر را با اسکی طی کردند و لوازم خود را روی سورتمه ها کشیدند. سپس کمتر از سه سال بعد، در سال های 1992تا 1993، کاگه اولین لشکرکشی بدون پشتوانه و انفرادی به قطب جنوب را به پایان رساند و در طی 50 روز مسیر 814 مایل (1310 کیلومتر) را طی کرد. در طول اعزامش هیچ گونه ارتب...
ادامه مطلب
هرتا مولر (زاده ۱۷ اوت ۱۹۵۳) نویسنده، شاعر و مقالهنویس رومانیاییتبار آلمانی است که سال ۲۰۰۹ برنده جایزه نوبل ادبیات شد. مولر سال ۱۹۵۳ در یک روستای آلمانیزبان در غرب رومانی به دنیا آمد و خانوادهاش جزو اقلیت آلمانی کشور رومانی بود. او سال ۱۹۸۷ به آلمان مهاجرت کرد. پیش از مهاجرت در دو رشته زبان آلمانی و ادبیات رومانیایی تحصیل کرده بود. مولر در آلمان به تدریس دردانشگاه پرداخت و از سال ۱۹۹۷ عضو آکادمی زبان آلمان شد. در سال ۲۰۰۹ کمیته نوبل ادبیات اعلام کرد «نوبل ادبیات به هرتا مولر تعلق میگیرد، کسی که با تمرکز بر شعر و نثر ساده دورنمای زندگی کسانی را که زندگیشان مصادره شده به تصویر کشیدهاست. اما اعطای جایزه نوبل ادبیات به این نویسنده آلمانی، تقریباً هم زمان با بیستمین سالگرد فروریختن دیوار برلین ص...
ادامه مطلب
هنری گراهام گرین (زادهٔ ۲ اکتبر ۱۹۰۴ – درگذشتهٔ ۳ آوریل ۱۹۹۱) رماننویس، نمایشنامهنویس، منتقد ادبی و سینمایی و نویسندهٔ پرکار داستانهای کوتاه انگلیسی بود. او در طول عمر طولانیش در غالب معرکههای سیاسی و انقلابی گوشه و کنار جهان حاضر و ناظر بود و ماجراهای داستانهایش عمدتاً در متن همین وقایع قرن بیستم میگذرد، آثاری که ابهامات انسان نوین در این دنیای ناآرام را مینماید. https://fa.wikipedia.orgگراهام گرین نویسنده ی داستان های کوتاه می گوید : «برای نویسنده شدن آدم باید کمی هم دیوانه باشد.» منظور از جمله ی فوق به نظرمی آید که اگر علاقه به نوشتن و نویسندگی دارید باید هدفمند و با برنامه ریزی جلو بروید و پیشرفت کنید. باید کار و تمرین زیادی کنید. باید تشنه نوشتن باشید و مانند کسی که مجنون است...
ادامه مطلب
هنری گراهام گرین (زادهٔ ۲ اکتبر ۱۹۰۴ – درگذشتهٔ ۳ آوریل ۱۹۹۱) رماننویس، نمایشنامهنویس، منتقد ادبی و سینمایی و نویسندهٔ پرکار داستانهای کوتاه انگلیسی بود. او در طول عمر طولانیش در غالب معرکههای سیاسی و انقلابی گوشه و کنار جهان حاضر و ناظر بود و ماجراهای داستانهایش عمدتاً در متن همین وقایع قرن بیستم میگذرد، آثاری که ابهامات انسان نوین در این دنیای ناآرام را مینماید. https://fa.wikipedia.orgگراهام گرین نویسنده ی داستان های کوتاه می گوید : «برای نویسنده شدن آدم باید کمی هم دیوانه باشد.» منظور از جمله ی فوق به نظرمی آید که اگر علاقه به نوشتن و نویسندگی دارید باید هدفمند و با برنامه ریزی جلو بروید و پیشرفت کنید. باید کار و تمرین زیادی کنید. باید تشنه نوشتن باشید و مانند کسی که مجنون است...
ادامه مطلب
ما می رفتیم زندگی نشسته بود،ما می دویدیم زندگی راه رفتن بودما می خوابیدیم زندگی دویدن بودعشق را چگونه می شود نوشت،در گذر این لحظات پُر شتاب شبانهکه به غفلت آن سوال بی جواب گذشت،دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم نمانده است...!! ماندن به پای کسی که دوستش داریقشنگ ترین اسارت زندگی است "حسین پناهی" ************در میان ساحل من و ساحل تواقیانوسی پُر هیاهو قرار دارد،خودِ خروشان من،که مشتاقم از آن عبور کنم..."شب تاب، تاگور" بخوانید...
ادامه مطلب
در هفته کتاب و کتابخوانی و در روز کتابگردی به شهر کتاب ابن سینا در خیابان ایران زمین شهرک غرب رفتم. در شهر کتاب ابن سینا طبق روال همیشه کتاب های تازه چاپ و منتشر شده و پُر فروش را اعلام و در قفسه ای به نمایش می گذارند. همین طور که به قفسه نگاه می کردم. چند تا کتاب نظرم را جلب کرد. از جمله کتاب در "سوگ و عشق یاران" شاهرخ مسکوب و یک کتاب جیبی با عنوان جالب و خاص " جانِ آزاده : گفتارهایی از په ما چودرون" کتاب به خاطر این که عنوانش هم اسم بنده بود برایم جذاب آمد و من را ترغیب کرد که از قفسه بردارم و تورقی بیندازم . کتاب را به طور اجمالی نگاه کردم و بعد تصمیم گرفتم که با تعداد کتاب های دیگر که انتخاب کرده بودم خریداری کنم. درباره نویسنده کتابنویسنده کتاب خانم «په ما چودر...
ادامه مطلب
هر آدمی باید رقصِ درون خود را کشف کند...وقتی که رقص درونت را پیدا کردی،به شعف وصف ناپذیردست خواهی یافتکه همان راه رهاییست...نگاه کن! خورشید با عشق می رقصد...دریا با امواج می رقصد...زمین با اجرام می رق...
ادامه مطلب
به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه جویبار که در من جاری بودبه ابرها که فکرهای طویلم بودندبه رشد دردناک سپیدارهای باغ که با مناز فصل های خشک گذر می کردندبه دسته های کلاغانکه عطر مزرعه های شبانه رابرای ...
ادامه مطلب
شبم از بی ستارگی،شبِ گوردر دلم پرتو ستاره دورآذرخشم گهی نشانه گرفتگه تگرگم به تازیانه گرفتبر سرم آشیانه بست کلاغآسمان تیره گشت چون پرِ زاغمرغ شب خوان که با دلم می خواندرفت و این آشیانه خالی ماندآهوان ...
ادامه مطلب
خیلی وقت است که دلم می خواهد چیزی بنویسم اما متاسفانه انگشتانم یاری ام نمی دهد که نوشتهای را در اینجا بنویسم و ثبت شود.امروز مصادف با بیست و دومین سال روز درگذشت پدر عزیز و مهربانم است. (بهانه ای دست...
ادامه مطلب
من به جای آن که از خیابان های وسیع، از دشت های پهناور، و از دنیا -تمام دنیا- بگذرم، از کوچه های باریک با دیوارهای بلند کاغذی عبور کردم؛دیوارهایی که روی تک تک خشت های کاغذی آن نوشته شده بود: من تصمیم گ...
ادامه مطلب
چند روز است که با خودم کلنجار می روم که کار نیمه تمام مقالهرا انجام بدهم واگر انشالله بشود بتوانمبرای همایش ملی ادبیات کودک و نوجوان دانشگاه شهید بهشتی وکنگره بین المللی آی بی بی وای 2020 در مسک...
ادامه مطلب
در ماه گذشته با اتفاقات خوب و بد، تلخ و شیرین و ... مواجه بودم. اتفاقات و خبرهای خوب و مسرت بخشی که همیشه باعث خوشحالی است و برای چند روز حالت را خوب می کند و مثل باتری شارژت می کند. اما اتفاقات بد ...
ادامه مطلب