کرونا: مهمان ناخوانده - تاریخ: 1399/2/2 ساعت: 15:28
بالاخره مهمان ناخوانده که فکرش را نمی کردیم به ایران هم رسید. اواخر دی ماه جسته و گریخته در اخبار اعلام می کردند که در شهر ووهان چین، ویروس کرونا در حال انتشار و گسترش است. به طوری که باعث مرگ تعداد ب
دل نوشته ی یک روز نوروزی - تاریخ: 1399/2/2 ساعت: 15:28
در صبح روز سوم فروردین ماه 1399، سراغ میز کارم رفتم و لب تاپ را روشن کردم. فایل موسیقی را باز کردم و آهنگ زیبا و با احساس علیرضا قربانی به نام "با من بخوان" را گوش کردم. این آلبوم با من بخوان که قرار
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد... - تاریخ: 1399/2/2 ساعت: 15:28
به آفتاب سلامی دوباره خواهم دادبه جویبار که در من جاری بودبه ابرها که فکرهای طویلم بودندبه رشد دردناک سپیدارهای باغ که با مناز فصل های خشک گذر می کردندبه دسته های کلاغانکه عطر مزرعه های شبانه رابرای
آه از آن رفتگانِ بی برگشت... - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 6:50
شبم از بی ستارگی،شبِ گوردر دلم پرتو ستاره دورآذرخشم گهی نشانه گرفتگه تگرگم به تازیانه گرفتبر سرم آشیانه بست کلاغآسمان تیره گشت چون پرِ زاغمرغ شب خوان که با دلم می خواندرفت و این آشیانه خالی ماندآهوان
شعری برای تو - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 6:50
این شعر را برای تو می گویمدر یک غروب تشنۀ تابستاندر نیمه های این رهِ شوم آغازدر کهنه گور این غم بی پایان این آخرین ترانه لالاییستدر پای گاهواره ی خواب توباشد که بانگ وحشی این فریادپیچد در آسمان شباب ت
معبد هستی - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 6:50
دلم می خواست: سقف هستی فرو می ریختپلیدی ها و زشتی ها به زیر خاک می ماندندبهاری جاودان آغوش وا می کردجهان در موجی از زیبایی و خوبی شنا می کردبهشتِ عشق می خندید...به روی آسمان آبی آرامپرستوهای مهر و دو
شعر نو - تاریخ: 1398/10/17 ساعت: 14:36
آری آغاز دوست داشتن استگرچه پایان راه ناپیداستمن به پایان دگر نیندیشمکه همین دوست داشتن زیباست *****به لب هایم مزن قفل خموشیکه در دل قصه ای ناگفته دارم ز پایم باز کن بند
سفر به استانبول، شهر هفت تپه - تاریخ: 1398/10/17 ساعت: 14:36
به بهانه ی شرکت در کنفرانسی در شهر استانبول ترکیه تصمیم گرفتیم که در آن شرکت کنیم. اما متاسفانه بعد از تحقیقاتی در مورد کنفرانس، به نظر مشکوک آمد و وجود خارجی و فیزیکی نداشت. با این حال به جای حضور در
شب پاییزی - تاریخ: 1398/9/26 ساعت: 3:21
سردیِ پاییز را که پشتِ سر گذاشتیم؛از کوچه های زمستان که عبور کردیم؛بهار را که دیدیم ؛جوانه ها را که تنگ در آغوش فشردیم؛به پشتِ سر نگاهی خواهیم انداخت،به جای پاهایمان در صعب العبورترین مسیرها ،به موان
گاهی باید رفت... - تاریخ: 1398/9/26 ساعت: 3:21
گاهی باید رفت... ماندن همیشه خوب نیست...رفتن هم همیشه بد نیست...گاهی رفتن بهتر است...گاهی باید رفت و رها شوی از همه چیز و همه کسآن موقع است که احساس خوب و سبک بالی داری...گاهی باید رفت،و آنچه ماندنی
احساسهای واقعی - تاریخ: 1398/8/17 ساعت: 12:36
واقعیت هایی درباره احساس ها:۱. هر شخصی منحصر به فرد است: دریافتxadها و احساس های ما مثل تاریخچه زندگی ما منحصر به فرد است. از آنجا كه احساس های ما منحصر به فرد است، هر چقدر هم كه تلاش كنیم باز نمی توان
جهان آرمانی شما چگونه جهانی ست؟ - تاریخ: 1398/8/17 ساعت: 12:36
از دوران دبیرستان به خاطر دارم همیشه زمانی که متن یا نوشته و شعری زیبا و دلنشین و مفهومی که در کتاب و مجله می خواندم . در دفترچه ای که با عنوان "گزیده ی از نوشته و شعرهای زیبا" تهیه کرده بودم و می
حس خوب زندگی - تاریخ: 1398/8/17 ساعت: 12:36
در کنار آنهایی باش که نور می آورند و جادو می کنند، آنها که با چوب جادویی کلام، گفتار،نگاه، رفتار و منشِویژه خودشان تو و جهان را متحول می کنند و همه بازی ها را بهم می زنند.کسانی که قصه های زیبا می گوین
دلتنگی - تاریخ: 1398/8/17 ساعت: 12:36
ای کاش دفتر خاطرات زندگی، چراغ جادو بود تا هر وقت از سرِ دلتنگی به رویش دست می کشیدم و لحظه های خوب و شیرین زندگی بیرون می آمدند... وقتی دلتنگمبه تو می اندیشمیاد تو مربعی ست محو و لرزاندر زمینه ی خا
سفرکوتاه امام زاده داوود - تاریخ: 1398/8/17 ساعت: 12:36
امروز فرصت کردم که ایمیل هایم را کنترل و پاک سازی کنم. یادم است که چند سال پیش در قسمت یادداشتهای ایمیل چند متن کوتاه نوشتم و در آن قسمت یادداشت ذخیره کردم. امروز اتفاقی سراغ آنها رفتم و دیدم و خواندم
C'est La Vie (زندگی همین است) - تاریخ: 1398/8/17 ساعت: 12:36
خیلی وقت است که دلم می خواهد چیزی بنویسم اما متاسفانه انگشتانم یاری ام نمی دهد که نوشتهای را در اینجا بنویسم و ثبت شود.امروز مصادف با بیست و دومین سال روز درگذشت پدر عزیز و مهربانم است. (بهانه ای دست
سومین سال ندای آغاز - تاریخ: 1398/8/17 ساعت: 12:36
من به جای آن که از خیابان های وسیع، از دشت های پهناور، و از دنیا -تمام دنیا- بگذرم، از کوچه های باریک با دیوارهای بلند کاغذی عبور کردم؛دیوارهایی که روی تک تک خشت های کاغذی آن نوشته شده بود: من تصمیم گ
راز موسیقی شوپن - تاریخ: 1398/8/17 ساعت: 12:36
چند روز است که با خودم کلنجار می روم که کار نیمه تمام مقاله را انجام بدهم و اگر انشالله بشود بتوانم برای همایش ملی ادبیات کودک و نوجوان دانشگاه شهید بهشتی و کنگره بین المللی آی بی بی وای 2020 در مسک
زندگی خاطره آمدن و رفتن ماست... - تاریخ: 1398/8/17 ساعت: 12:36
در روزهای واپسین تابستان، در اینجا با یاد و خاطره های خوب لحظه ها و روزها و ماه های گرم و سوزان تابستان، مایل بودم که شعری از سهراب سپهری به اشتراک بگذارم. در میان اشعار مختلف سهراب، این شعر را دوست د
بی تو با خاطره هایت چه کنم... - تاریخ: 1398/8/17 ساعت: 12:36
بی تو با خاطره هایت چه کنم؟چه بگویم که غمش کرده اسیر فردا را...؟من از این ثانیه ها می ترسم...!چه بگویم؟ چه بنویسم؟ببرد از دل من و از روح پریشان زده ام،دردها را...!بی تو با خاطره هایت چه کنم...؟چه بگو

برچسب‌های مرتبط

نگاه دانلود | نگاهی به | نگاه عاشقانه | هفته کتاب و کتابخوانی | هفته کتاب و کتابخوانی در مدارس | هفته کتاب و کتابخوانی چه روزی است | از خویش می گریزم در این دیار باران | ادبیات کودک و نوجوان | ادبیات کودک و نوجوان در ایران | ادبیات کودک و نوجوان چیست